هركز نشد بياي بيشم...................(تقديم به بهترينم.....
هرگـــز نشد بیـــای پیشـــم بگیــری دستـــای منـو
تو بی وفا بودی ولی اون که برات می مــرد منـم
تــا زنـده ام دوسـت دارم اینــه کــلام آخــــــــــرم
مـن کـه نتـونستـم تو رو یه لحظـه تنـهــات بـذارم
دلـم می خواد همیـن یه بار اشکامو پنهون نکنـــم
بیـام به شهــر خاطــرات غرق بشم تـوی نگــات
امـا هنـوز فاصلمــون دوره و دست من جداســت
کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم
من جزتوکه دیگه کسی رو ندارم می میرم اگه یه رو از من جداشی
میدونی که برا تومن بی قرارم فکری به جزچشمای خیست ندارم
تو مثل خورشید می مونی واسه ی من نباشی سیاه میشه روزگارم
تودستای عاشق توجون می گیره آرزوهای من
واسه ی چشمای ناز تو می میره چشمای من
بی تو می میرم میدونی یانه.مال من باشی می تونی یا نه
میدونی که بی تو می میرم نباشی اگه با کس دیگه ای آشناشی
من جزتوکه دیگه کسی رو ندارم می میرم اگه یه رو از من جداشی
عاشق نبودی که ببینی چی کشیدم از این تنهایی
نمی دونی آخه توچه سخته بی فردایی
واسه قلب من می مونی یا نه بی تو می میرم می دو نی یا نه
مال من باشی می تونی یا نه
تو شدي مهمون من , مهمون قلبم
تو شدی مهمون من، مهمون قلبم
از صدات زمزمه عشقو شنوفتم
تو به من قشنگترین لحظه رو دادی
من برات قشنگترین قصه رو گفتم
...
نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم
عاشقیت همیشه با من، عشق من همیشه با تو
گریه هام می گذرن از من، زندگیم پر می شه با تو
آومدی تو روزکارم دیگرون رفتنو رفتن
من اگه واست عزیزم اینو پنهون نکن از من...
وقت دستاتو گرفتن ، لحظه چشماتو دیدن
به من این مژدرو دادی که رسیدن، نرسیدن
...
نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم
نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم
تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم
پروانه عشقم پر پرواز ندارد
دیگر دل من طاقت این راز ندارد
گفتم به دلم سازکند آوازش
افسوس که این دل دگر آن ساز ندارد
تو روح لطیف بارانی و من برف زمستانم
چگونه دل به تو دادم قسم به شب نمی دانم
همی دانم تو دریا هستی و آن آسمان بیکران آبی
و من آن موج سرکشی که اسیر دست طوفانم
نمی دانم چه باید کرد با این دل تنها
به دیدارم بیا امشب که سخت پریشان پریشانم
تو در چشم من چو مهتاب می تابی به هر سویی
و من در چشم تو چو شمعی رو به پایانم
بیا یک شب کنار این خیال خام من
وانگاه بین که چگونه است در غم تو رنگ چشمانم
بیاد آن روز که مریم به دستت دادم از شوق
هنوز عطردست تو دارد این خالی دستانم
شو در فکرخواب پاییزی و آن برگ خزان دیده
و من در شوق دیدن خواب تو و آن بوسه ی پنهان
تو همان قبله حاجاتی در قلب من و
من در قلب تو شاید هنوز یک عشق پنهانم
تو بد کردی با این دل، عشقت مرا رسوای عالم کرد
قسم خوردم بر اشک ابر، ترا هرگز نرنجانم
تو بودی مرهم هر درد بی درمان
و من در آرزوی آن مرهم درمانم
شبی سرد و بارانی بی تو خواهم مرد
دعا کن تو باشی در آن لحظه ی پایانم
شب است و ریزش باران و خیال چشم مست تو
و این پایان آن شعری است که در وصف تو می خوانم
اشک و خون...........
تفاوتهای خون و اشک
خون قرمزه رنگه عشقه.اشک بیرنگه درد عشقه.
خون وقتی میاد بیرون می سوزه اما اشک اول می سوزه بعد میاد بیرون.
خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه.
جای زخم خون خوب میشه ولی ماله اشک خوب نمیشه.
خون همیشه ماله درده و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال شادی و از رو خوشیه.
معنی عشق..............
عشق يعنی راه رفتن تا سحر
عشق يعنی گريه های بی ثمر
عشق يعنی لحظه های بی کسی
عشق يعنی دوری و دلواپسی
عشق يعنی دوری از زيباترين
غربت مطلق به روی اين زمين
عشق يعنی دستهای باز تو
عشق يعنی با تو در پرواز تو
عشق يعنی يک دل تنگ و غريب
عشق يعنی دختری پاک و نجيب
عشق يعنی چشمهای مست او
نامه هايم در فشار دست او
عشق يعنی شعرهای سوخته
عشق يعنی شمع نا افروخته
عشق يعنی تا ابد در راه او
تا هميشه يک جهان گمراه او
عشق يعنی دردهای بی شمار
عشق يعنی عاشق و فصل بهار
عشق يعنی خسته ام از بی کسی
کی به داد اين دل من می رسی؟
عشق یعنی سین و آ همراه ناز
عشق یعنی سوی کوی او نماز
عشق یعنی نامه های بی جواب
دیدن و بوئیدن او حین خواب
زندكي!!!!!!!!!!
زندگی سه چیز بیشتر نیست:
۱)به اجبار به دنیا آمدن
۲) با غم زیستن
۳) با آرزو مردن

من عاشق نگات شدم
لیلی شو مجنونت شدم
مونس تنهایی من
هق هق گریه هات شدم
دیدن تو برام کمه
دوریت واسم یه ماتمه
نمیره فکرت از سرم
این آخرین بهانمه
چشم تو چشمهء وفاست
قلب تو پاک وبیریاست
تبسم زیبای تو
لبخند عاشقای ماست
ای تک ملودی درام
خوشگل شهر قصه هام
هدهد زیبای دلم
این دفعه افتادی تو دام
عشق و دوست داشتن:::::::::::::::::
گر چه پایان راه نا پیداست
که من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست ......
و اینک آغاز دوست داشتن است . نه اینکه دوست داشتنی نبوده که این حکایتی دگر است .در سفر زندگی
که مبداش تولد است و مقصدش مرگ و هدف حقیقت , همسفری در کنارم قرار خواهد گرفت که تا انتهای این
سفر با هم خواهیم بود . پس از سالها که تنها در پیچ و خمهای زندگی حرکت کردم , اینک با همسفری به
مهر و شادی راه خواهم رفت , حرف خواهم زد , گوش خواهم داد , عشق خواهم ورزید , نوازش خواهم کرد ,
دوست خواهم داشت ....
احساس می کنم پایان تکرار است , لحظه هایم شیرین است همه چیز به خوبی پیش می رود , راحت تر از
آنچه که همیشه می ترسیدم ...
لحظه های انتظار , انتظاری که مرا به اوج دوست داشتن می برد , زیباست , زیباست ...
هر چه هست به لطف و مهربانی خدای عشق آفرین است و دعای دوستان که همیشه نیازمندم !
لحظه های شیرینی است , آرزومند این لحظه های شیرین برای همه شما خوبانم .
و باز خواهم گفت ...
چه میوه ای هستی؟
شش سال اوّل زندگی.............
• شيطونی نکن
• دست تو دماغت نکن
• تو شلوارت پیپی نکن
• مامانت رو اذيّت نکن
• روی ديوار نقاشی نکن
• انگشتت رو تو پريز برق نکن
• دمپايی بابا رو پات نکن
• به خورشيد نگاه نکن
• شبها تو جات جيش نکن
• تو کمد مامان فضولی نکن
• با اون پسر بیتربيته بازی نکن
• اسباببازیها رو تو دهنت نکن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن
و اما عشق.......
من می دانم؛
می دانم روزی از کوچه دلتنگی هايم گذر خواهی کرد.
من آن روز٬ کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا؛
بوی خوش آمدن يار همه را با خبر کند؛
و به انتظار ديرينه ی من پايان دهد.
من تو را٬ عشقت را٬ حتی دوست نداشتن هايت را٬ در سينه ام٬ در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد.
مفاهيم عشق جاودانه
1- اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.
2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.
3- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.
4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.
5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.
6-مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.
7-اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .
پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.
مثلث عشق
تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:
تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.
صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟
هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه ها يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.
اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:
تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.
تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.
صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.
صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.
هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي.
تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد.
هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.
امان از درد جونيّّّ!!!!!!!!
تو اونجاومن اينجا امان از درد دوري
من ماندم و روياها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروري
تاكي خداي عالم تاكي غم صبوري
امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
هجرت اجباری اگه از تو جدا كرده منو
خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خودامید میدم به طفل دل نويدمیدم
می گم تموم شدحادثه فصل رهايي می رسه
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
عشق................
گاه مثل آب سيلابه مىشود. از ريشه مىشويد و مىبرد. با اينهمه سيرابت مىكند. جايى ميان اينجا و ابديت جاريت مىكند. شناورت مىكند. مىشويدت به هزار كرور موج، چون آبشارى صخرههايش را، چوت رودى بسترش را.
عشق باد است. گردبادى است كه در ميانهات مىگيرد و ديوانهسر مىگرداندت. در چرخشش از تو، او و از او، تو مىسازد. دستار، جامه، دامن و پوزارت را يك به يك از تنت برمىگيرد و برهنهات مىكند، چون نوزادهاى از مادر.
و يا خاك است. چون نهالى از درون خود برمىآوردت. در آوندهايت چون شير مىدود. مىخوراند و مىنوشاندت و سرانجام به خود بازت مىكشد.
و يا همچون خود زندگى معجونى از اين چهار است عشق
دوباره شب شد و من بيقرارم *** كانكت كن، زود بيا، در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر *** شدم مسحور آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم *** گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بي نشانم *** كه من جز آدرس ميل ات ندانم
بيا امشب كمي آن لاين باشيم *** و يا تا صبح، تا سان شاين باشيم!
بيا "فرهاد" باز بي تو غش كرد *** و حتي هارد ديسكم هم كرش كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم *** به پاي تو دبليو ها بريزم
مرا در انتظار خويش مگذار *** و يا ز اندازه آن، بيش مگذار
بيا اي حاصل سرچ جهاني *** بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيا در دل، تو را كم دارم امشب *** جدودا صد مگي غم دارم امشب
اگر آيي دعايت مي نمايم *** دعا تا بي نهايت مي نمايم
اگر آيي دعاي من همين است *** و يا نقل به مضمونش چنين است
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار *** جدا از پاي آن پي سي شوي يار
مبادا نام ما را پاك سازی *** و كاخ آرزو را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من *** بمان تا حل شود هر مشكل من
دل!!!!!!!!!!!!!!
یک قطره اگر شبنم عشقت بچکد تربت و خاکت
گل میشود و حاصل او این دل پاکت
گر عشق بود راهبر عالم هستی
ای دل تو بدان نیست تو را راه هلاکت
ور فکر تو باشد طلب ایزد جبار
ای راهرو راه طریق از که چه باکت؟
من قطره چکاندم به دلم دوش خدایا
تو قطره من بین که شود قالی خاکت
من عشق نمودم به رهت تا که شوم پاک
از راهرو زشت وپلشت راه فلاکت
آن نرگس بلبل که به گل خنده همی کرد
او نیز بر این بود شود رهرو ژاکت
این نرگس مستان که شود در طلب دوست
آن نیز شود پاک ز گرداب هلاکت
این عشق مجاز است تو را پله راهت
وان عشق حقیقیست رسانده است به خاکت
درد دل ........
دل من ديگه خطا نكن
با غريبه ها وفا نكن
زندگي باختي دل من
مردم و شناختي دل من
تا به كي سراپا حقيقتي
تا به كي خراب محبتي
همنشين اين و اون ميشي
خسته وپريشون ميشي
دشت بخت توكويرميشه
مرغ آرزوت اسيرميشه
رو به روت سراب
پشت سر خراب
ساكت وصبوري دل من
مثل بوف كوري دل من
زندگي باختي دل من
مردم و شناختي دل من
توي خون نشستي دل من
بي صدا شكستي
زندگي باختي دل من
ساكت و صبوري دل من
مثل بوف كوري دل منرددل
در زندكي فهميده ام كه ...........
در زندگي فهميده ام که ...
فهميده ام که آدم ها گاهي اوقات انسان را به شگفتي
وا مي دارند. بعضي وقت ها درست همان کسي به تو
کمک مي کند تا سرپا بايستي که انتظار داشتي تو را به
زمين بزند.
فهميده ام که گرمي، دوستي، محبت و مهرباني
پرطرفدارترين کالاهاي جهان هستند.کسي که بتواند آن
ها را تامين کند هرگز تنهايي را تجربه نخواهد کرد.
فهميده ام که نبايد به گذشته نظر کني مگر به نيت
عبرت گرفتن.
فهميده ام که بايد به گونه اي زندگي کنم که اگر کسي
سخن نادرستي در مورد من مطرح کرد هيچ کس حرف
او را باور نکند.
فهميده ام که زندگي مثل دستمال کاغذي لوله اي
است. هر چه به آخرش نزديکتر مي شود سريع تر مي
گذرد.
فهميده ام که خوب بودن خرجي ندارد.
فهميده ام که بيش تر چيزهايي که باعث نگراني من مي
شوند هرگز اتفاق نمي افتند.
فهميده ام که هر دستاورد بزرگي زماني غير ممکن به
نظر مي رسيده است.
فهميده ام که مهرباني از کمال مهمتر است.
فهميده ام که هر برخوردي هر چند کوتاه، از خود تاثيري
به جا مي گذاريم.
فهميده ام که مهم نيست چه اتفاقي براي آدم مي افته.
مهم اينه که در موردش چي کار مي کنيم.
ويژگي هاي مردان!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند
کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند ولی مردها ...
- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند!
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"
- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"
- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار
غربت؟؟؟
غم تنها نشستن را سحر تا شام می بارم
اميدم رنگ شب دارد در آغوش پر از باران
به ياد خنده های تو به قلبت عشق می کارم
زمان رفتن قلبم چرا لبریز غم گشتی؟
که من امروز می دانم تويی لبخند دلدارم
نگاهم کردی و رفتی به سوی ساحلی تنها
منم بيمار چشم تو تويی لطف پرستارم
يکی تنها رها می شد در اين رسوايی ممتد
تو پيجک باش در قلبم که من پهنای ديوارم
نظر کردی به آغوشم که شايد مامنی باشد
ندانستی که در بستر چه اندوهی به دل دارم
صد بار برات نامه نوشتم که دلم هواتو کرده
نوشتم بدونی بی تو بهار زندگیم خزونه درده
در جواب من نوشتی تو با قهر و کینه
مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
عشق تو همه دارو نداره منه
شعر چشماتو خوندن لحظه لحظه کار منه
وقتی نباشی غم تو تو روزو روزگار منه
هر طرف نگاه میکنم انگاری کنار منه
نه نگو تورو نمیخوام نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
کی میشه بیای وفا کنی بمن بگو کی
دل خستمو از غصه رها کنی بگو کی
اسم منو از ته دل یک لحظه صدا کنی بگو کی
درد منه عاشقو دوا کنی بگو کی
بگو کی بگو کی
بگو کی
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
صد بار برات نامه نوشتم که دلم هواتو کرده
نوشتم بدونی بی تو بهار زندگیم خزونه درده
در جواب من نوشتی توبا قهر و کینه
مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره
مرا...............................
مرا تنها مگذار !بی تو آسمان زیبا نیست و راه رفتن ابرها به مر دگانی می ماند که از خوابی دیر بر خواسته اند بی تو کتابها بسته می ما نند و قلمها نای نوشتن ندارند بی تو هیچ جاده ای به طرف افقهای روشن نمی رود و هیچ جنگلی به فکر سبز شدن و بالیدن نمی افتد و هیچ پرنده ای بالهایش را برای پرواز آرایش نمی کند مرا تنها مگذار !نمی خواهم در اتاقی که از بوی خورشید تهی است نفس بکشم نمی خواهم در محاصره دیوارها و پرده ها باشم نمی خواهم ستاره ها را از یاد ببرم . بی تو لبخند مفهومی ندارد و زندگی یک معمای حل ناشدنی است بی تو زمین یک توپ سرگردان است و دلم یک تکه یخ است بی تو شعرهای شرقی من بی معنی است و گلهایی که در باغچه ام کاشته ام رنگ و بویی ندارد مرا تنها مگذار من نمی توانم این همه کوه و صخره و آهن را بر شانه های نهیفم تحمل کنم من طاقت روبرو شدن با امواج بلند دریا و آرامش سپید اقیانوس را ندارم بی تو خواب بد مزه و تلخ است و من هزار سال است که پلک نگذاشته ام و هزار سال است که آغوشم را بر روی کسی نگشوده ام و هزار سال است که آواز نخوانده ام بی تو پنجره ها خالی از منظره اند و سینه ها خالی از شور و شوق مرا تنها مگذار !من نمی توانم ثانیه های سرد و ساکت را به طرف فردا هل بدهم و روی نزدیکترین درخت قلبم را به یادگار حک کنم
سه نوع عشق..............................................
عشق ناگهانی
می دانیم که بسیاری از محققان ،اندیشه و فکر را بر هیجان عشق مقدم می دارند.آنها معتقدند که احساس
عشق به تدریج بین دو نفری که به ارتباط با هم می اندیشند رشد می کند.
از سوی دیگر اکثر افرادی که هیجان را بر فکر مقدم می دارنند،عشق را بیشتر به صورت یک بر انگیختگی زیستی یا زیستی -اجتماعی می شناسند.در اکثر فیلمهای سینمایی
،معمولاً عشق به صورت یک طغیان نا گهانی به نمایش در می آید.احتمالاًعامل مؤثر در ایجاد عشق ناگهانی،احساس ناتوانی در کنترل هیجانی عشق است.این احساس عدم کنترل وناتوانی در کنترل،احساس عشق ناگهانی را به همراه می آورد.البته احتمالاًعشق به هر دو صورت ناگهانی و تدریجی تجربه می شود.چگونگی عاشق شدن شما بر فرد مقابل تأثیر می گذارد.چگونگی عاشق شدن شما می تواند تعبیری باشد از اینکه شما چگونه آدمی هسنید.
عشق مانیایی
یکی از انواع عشق ،عشق مانیایی است. عشق مانیایی عشق دیوانه وار است، همراه با اشتغال ذهنی وسواس گونه،حسادت،احساس مالکیت،ناامنی،علایم جسمانی وهیجانات شدیداً نوسانی. بسیاری از روانشناسان تأکید می کنند که عشاق مانیایی به لحاظ روانشناختی دچار مشکل می شوند.عشق مانیایی اغلب در اولین عشق دیده می شود. سؤالات زیر تا حدی می تواند ما را نسبت به عشق مانیایی هشیار کند.به این سؤالات از 5 تا 1 نمره دهید.1 کمترین ارزش و 5 بالاترین ارزش را دارد.
1-زمانی که بین ما کارها درست پیش نمی رود،دلم آشوب می شود؛ یا انکه احساس می کنم حال تهوع دارم.
2- اگر من واو از هم جدا شویم آنقدر افسرده میشوم که به فکر خود کشی بیفتم.
3- گاهی آنقدر از عشقش به هیجان می آیم که خوابم نمی برد.
4- وقتی که او به من توجه نمی کند،احساس می کنم که همه ی بدنم ناخوش است.
5- ازوقتی که عاشق او شده ام تمرکزم دچار مشکل است.
6- اگر شک کنم که او با یک نفر دیگر است،نمی توانم آرام باشم.
7- اگر برای مدتی به من توجه نکند،گاهی با کارهای احمقانه تلاش می کنم که توجههش را به خودم جلب کنم.
نمرت را با هم جمع کنید.هر چه نمره ی بدست آمده به عدد 35نزدیک تر باشد،عشق مانیایی در شما شدت بیشتری دارد وهر چه نمره به عدد7 نزدیک
تر باشد عشق مانیایی خفیف تر است.
عشق یک سویه
عشق به کسی که هیچ احساسی در قبال ما ندارد،یا حتی از عشق ما به خودش خبر هم ندارد،عشق یک سویه است.عشق یک سویه یبشتر یک عشق ناکام است،آمیخته با رنج وسعادت،معجونی از سیه روزی ونعمت که درصد زیادی از دانشجویان حداقل یک با رآن را تجربه می کنند.(آرون وآرون 1991)شدت ناکامی بستگی به میزان ایده آل سازی از دارد.هر چه جذابیت ارتباط در نظر آنها بیشتر باشد،طبیعتاً ناکامی آنها نیز شدید تر خواهد بود.
من ميخوام.........
من می خوام اسمتو تکرار کنم، تورو آهنگ تو گیتار کنم...
من می خوام تورو تا خورشید ببرم، عکستو تا تخت جمشید ببرم...
من می خوام چشمامو بارونی کنی، تو چشات چشمامو زندونی کنی..
من می خوام یاد تورو ناز کنم، تو با من باشی و پرواز کنم...![]()
من می خوام فقط مال خودم باشی، لحظه مرگ و تولدم باشی...
بید مجنونو می خوام شونه کنم، من میخوام دلت رو دیوونه کنم...
با تو می خوام هوس ماه کنم، همه رو از عشقت آگاه کنم...
من می خوام از آسمون بچینمت، هر طرف نگاه کنم ببینمت...
من می خوام شبو فراموش کنم، من می خوام هرچی بگی گوش کنم...
من می خوام فقط مال خودم باشی، لحظه مرگ و تولدم باشی...!
عشقشو فریاد بزنم
دستی میاد تو دهنم
میگه بهش نمیرسم
چرا همه منتظر
شکست قلب خستمن
چرا همه اماده ی
چروع یه فصل غمن
من نمیخوام تنها باشم
توی غما رها باشم
من نمی خوام سکوت کنم
عشق و پنهون بکنم
منم میخوام باهاش باشم
تو لحظه هاش یارش باشم
ای هوسای بی مرام
ای دشمنای بی قرار
دیگه فریب نمیخورم
عشق و غریب نمی دونم

عشق و ازدواج
شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چيست؟ "
در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که
نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: "چه آوردي؟ "
،
خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا
انتهاي گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعني همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي
! "شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي
را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي
برگردم
."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعني همين![]()
من هم ميمرم ؟
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت
نوچ . گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا . دختره چشماش پر
از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا
ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه
نميکنم چون من هم ميمرم