تبليغاتX
^...×دختر جنوبي×...^
سلام .........يادت نره نظر بده

هركز نشد بياي بيشم...................(تقديم به بهترينم.....

هرگـــز نشد بیـــای پیشـــم  بگیــری دستـــای منـو

 بـدونــی من عـاشقتـم گوش کنی حرف هـــای منـو

 

تو بی وفا بودی ولی اون که برات می مــرد منـم

 تــا زنـده ام دوسـت دارم اینــه کــلام آخــــــــــرم

 

مـن کـه نتـونستـم تو رو یه لحظـه تنـهــات بـذارم

 تـو سـردی خاطـره هـام بگـم کـه دوســت نــدارم

 

دلـم می خواد همیـن یه بار اشکامو پنهون نکنـــم

 باور کنی تو رو می خوام غربت و زنــدونی کنم

 

بیـام به شهــر خاطــرات غرق بشم تـوی نگــات

 دیـونـه وار فدات بشـم ، بمیرم من واسـه چشــات

 

امـا هنـوز فاصلمــون دوره و دست من جداســت

 ترانــه ی سکــوت من تو بغض آخرم  رهاســـت

 

کاشکی می شد فقط یه بار بیای بگی دوست دارم

 تــو چشــم من نگـاه کنـی بگــی کـه عــاشقت منم

نوشته شده در هشتم شهریور 1387 ساعت 20:50 توسط سيما |

میدونی که بی تو می میرم نباشی      اگه با کس دیگه ای آشناشی 

  من جزتوکه دیگه کسی رو ندارم       می میرم اگه یه رو از من جداشی

  میدونی که برا تومن بی قرارم          فکری به جزچشمای خیست ندارم

  تو مثل خورشید می مونی واسه ی من  نباشی سیاه میشه روزگارم

  تودستای عاشق توجون می گیره آرزوهای من 

  واسه ی چشمای ناز تو می میره چشمای من

  بی تو می میرم میدونی یانه.مال من باشی می تونی یا نه

  میدونی که بی تو می میرم نباشی      اگه با کس دیگه ای آشناشی 

  من جزتوکه دیگه کسی رو ندارم       می میرم اگه یه رو از من جداشی

 عاشق نبودی که ببینی چی کشیدم از این تنهایی

  نمی دونی آخه توچه سخته بی فردایی

  واسه قلب من می مونی یا نه           بی تو می میرم می دو نی یا نه

                           مال من باشی می تونی یا نه




نوشته شده در پنجم شهریور 1387 ساعت 6:45 توسط سيما |

تو شدي مهمون من , مهمون قلبم

تو شدی مهمون من، مهمون قلبم

از صدات زمزمه عشقو شنوفتم

تو به من قشنگترین لحظه رو دادی

من برات قشنگترین قصه رو گفتم

...

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم

 

عاشقیت همیشه با من، عشق من همیشه با تو

گریه هام می گذرن از من، زندگیم پر می شه با تو

 

آومدی تو روزکارم دیگرون رفتنو رفتن

من اگه واست عزیزم اینو پنهون نکن از من...

 

وقت دستاتو گرفتن ، لحظه چشماتو دیدن

به من این مژدرو دادی که رسیدن، نرسیدن

...

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم

نازنین از تو چه پنهون آتیش افتاده به جونم

تا می تونی مثه آتیش بسوزونم بسوزونم

 

نوشته شده در چهارم شهریور 1386 ساعت 0:24 توسط سيما |

 

پروانه عشقم پر پرواز ندارد

                  دیگر دل من طاقت این راز ندارد

                                           گفتم به دلم سازکند آوازش

                                                               افسوس که این دل دگر آن ساز ندارد

نوشته شده در بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 15:19 توسط سيما |

تو روح لطیف بارانی و من برف زمستانم

چگونه دل به تو دادم قسم به شب نمی دانم

همی دانم تو دریا هستی و آن آسمان بیکران آبی

و من آن موج سرکشی که اسیر دست طوفانم

نمی دانم چه باید کرد با این دل تنها

به دیدارم بیا امشب که سخت پریشان پریشانم

تو در چشم من چو مهتاب می تابی به هر سویی

و من در چشم تو چو شمعی رو به پایانم

بیا یک شب کنار این خیال خام من

وانگاه بین که چگونه است در غم تو رنگ چشمانم

بیاد آن روز که مریم به دستت دادم از شوق

هنوز عطردست تو دارد این خالی دستانم

شو در فکرخواب پاییزی و آن برگ خزان دیده

و من در شوق دیدن خواب تو و آن بوسه ی پنهان

تو همان قبله حاجاتی در قلب من و

من در قلب تو شاید هنوز یک عشق پنهانم

تو بد کردی با این دل، عشقت مرا رسوای عالم کرد

قسم خوردم بر اشک ابر، ترا هرگز نرنجانم

تو بودی مرهم هر درد بی درمان

و من در آرزوی آن مرهم درمانم

شبی سرد و بارانی بی تو خواهم مرد

دعا کن تو باشی در آن لحظه ی پایانم

شب است و ریزش باران و خیال چشم مست تو

و این پایان آن شعری است که در وصف تو می خوانم

 

نوشته شده در یازدهم مرداد 1386 ساعت 22:13 توسط سيما |

اشک و خون...........

تفاوتهای خون و اشک

خون قرمزه رنگه عشقه.اشک بیرنگه درد عشقه.

خون وقتی میاد  بیرون می سوزه اما اشک اول می سوزه بعد میاد بیرون.

خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه.

جای زخم خون خوب میشه ولی ماله اشک خوب نمیشه.

خون همیشه ماله درده و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال شادی و از رو خوشیه.

نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 21:5 توسط سيما |

معنی عشق..............

عشق يعنی راه رفتن تا سحر
عشق يعنی گريه های بی ثمر
عشق يعنی لحظه های بی کسی
عشق يعنی دوری و دلواپسی
عشق يعنی دوری از زيباترين
غربت مطلق به روی اين زمين
عشق يعنی دستهای باز تو
عشق يعنی با تو در پرواز تو
عشق يعنی يک دل تنگ و غريب
عشق يعنی دختری پاک و نجيب
عشق يعنی چشمهای مست او
نامه هايم در فشار دست او
عشق يعنی شعرهای سوخته
عشق يعنی شمع نا افروخته
عشق يعنی تا ابد در راه او
تا هميشه يک جهان گمراه او
عشق يعنی دردهای بی شمار
عشق يعنی عاشق و فصل بهار
عشق يعنی خسته ام از بی کسی
کی به داد اين دل من می رسی؟
عشق یعنی سین و آ همراه ناز
عشق یعنی سوی کوی او نماز
عشق یعنی نامه های بی جواب
دیدن و بوئیدن او حین خواب 

نوشته شده در دوازدهم تیر 1386 ساعت 1:44 توسط سيما |

زندكي!!!!!!!!!!

 

زندگی سه چیز بیشتر نیست:

                      ۱)به اجبار به دنیا آمدن

                              ۲) با غم زیستن

                                       ۳) با آرزو مردن

 

 

نوشته شده در چهارم تیر 1386 ساعت 1:58 توسط سيما |

                         

 

من عاشق نگات شدم  

لیلی شو مجنونت شدم

مونس تنهایی من

هق هق گریه هات شدم

دیدن تو برام کمه

دوریت واسم یه ماتمه

نمیره فکرت از سرم

این آخرین بهانمه

چشم تو چشمهء وفاست

قلب تو پاک وبیریاست

تبسم زیبای تو

لبخند عاشقای ماست

ای تک ملودی درام

خوشگل  شهر قصه هام

هدهد زیبای دلم

این دفعه افتادی تو دام

 

 

 

 

نوشته شده در چهارم تیر 1386 ساعت 1:51 توسط سيما |

عشق و دوست داشتن:::::::::::::::::

آری آغاز دوست داشتن است !

                             گر چه پایان راه نا پیداست

                                                       که من به پایان دگر نیندیشم

                                                                                  که همین دوست داشتن زیباست ......

و اینک آغاز دوست داشتن است . نه اینکه دوست داشتنی نبوده که این حکایتی دگر است .در سفر زندگی

که مبداش تولد است و مقصدش مرگ و هدف حقیقت , همسفری در کنارم قرار خواهد گرفت که تا انتهای این

سفر با هم خواهیم بود . پس از  سالها که تنها در پیچ و خمهای زندگی حرکت کردم , اینک با همسفری به

مهر و شادی راه خواهم رفت , حرف خواهم زد , گوش خواهم داد , عشق خواهم ورزید , نوازش خواهم کرد ,

دوست خواهم داشت ....

احساس می کنم پایان تکرار است , لحظه هایم شیرین است همه چیز به خوبی پیش می رود , راحت تر از

آنچه که  همیشه می ترسیدم ...

لحظه های انتظار , انتظاری که مرا به اوج دوست داشتن می برد , زیباست , زیباست ...

هر چه هست به لطف و مهربانی خدای عشق آفرین است و دعای دوستان که همیشه نیازمندم !

لحظه های شیرینی است , آرزومند این لحظه های شیرین برای همه شما خوبانم .

و باز خواهم گفت ...

نوشته شده در سوم بهمن 1385 ساعت 10:59 توسط سيما |

چه میوه ای هستی؟

( 24 خرداد تا 4 تیر) درخت سیب ( عشق)
 
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و ... دوست دارید که دیگران را دوست داشته باشید و سایرین هم شما را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. شما عاشق بچه ها هستید.
 
( 25 اردیبهشت تا 3 خرداد) ( 22 آبان تا 1 آذر) درخت ون ( بلند پروازی)
 
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت هستید.انتقاد را دوست ندارید. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان هستید. به پول اهیمت می دهید. خواستار توجه از سوی دیگران هستید و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارید.
 
(22 آذر تا 1 دی) درخت راش ( خلاقیت)
 
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمی زند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
 
(26 تیر تا 4 مرداد) ( 25 دی تا 3 بهمن) درخت سرو ( اعتماد به نفس)
 
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
 
(15 تا 24 اردیبهشت) ( 12 تا 21 آبان) درخت شاه بلوط ( درستکاری)
 
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
 
(14 تا 23 مرداد) ( 9 تا 18 بهمن) درخت سدر ( وفاداری)
 
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
 
(16 تا 25 تیر) ( 12 تا 24 دی) درخت نارون ( بزرگواری)
 
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
 
( 14 تا 23 خرداد) ( 12 تا 21 آذر) درخت انجیر ( حساسیت)
 
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
 
(5 تیر تا 15 تیر) ( 2 تا 11 دی) درخت صنوبر ( رمز و راز)
 
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
 
( 24 شهریور تا 3 مهر) ( 22 تا 30 اسفند) درخت فندق ( خارق العادگی)
 
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است.
 
( 13 تا 22 شهریور ) ( 11 تا 21 اسفند) درخت لیمو ترش ( شک و تردید)
 
یا هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
 
( 4 تا 13 خرداد) ( 2 تا 11 آذر) درخت ممرز ( خوش سلیقگی)
 
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
 
( 11 تا 20 فروردین) ( 14 تا 23 مهر) درخت افرا ( استقلال فکری)
 
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
 
( 23 شهریور) درخت زیتون ( عقل)
 
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا،با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
 
(24 مرداد تا 2 شهریور) ( 19 تا 30 بهمن) درخت کاج ( صلح وآشتی)
 
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
 
( 1 تا 14 اردیبهشت) ( 5 تا 13 مرداد) ( 4 تا 8 بهمن) درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
 
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
 
( 1 تا 10 فروردین) ( 4 تا 13 مهر) درخت زبان گنجشک ( حساسیت)
 
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
 
(21 تا 31 فروردین) ( 24 مهر تا 11 آبان) درخت گردو ( اشتیاق و شور)
 
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
 
( 3 تا 12 شهریور) ( 1 تا 10 اسفند) درخت بید مجنون ( اندوه)
 
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب،بسیارمهربان،عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول،خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است
نوشته شده در سوم مهر 1385 ساعت 3:41 توسط سيما |

شش سال اوّل زندگی.............

گريه نکن


• شيطونی نکن


• دست تو دماغت نکن


• تو شلوارت پی‌پی نکن


• مامانت رو اذيّت نکن


• روی ديوار نقاشی نکن


• انگشتت رو تو پريز برق نکن


• دمپايی بابا رو پات نکن


• به خورشيد نگاه نکن


• شبها تو جات جيش نکن


• تو کمد مامان فضولی نکن


• با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن


• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن


• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن


• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 
 

 

۲- دوره ي دبستان:
 

• موقع رفتن به مدرسه دير نکن

• پات رو تو جاميزی نکن

• ورقهای دفترت رو پاره نکن

• مدادت رو تو دهنت نکن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن

• تخته پاک‌کن رو خيس نکن
 
• حياط مدرسه رو کثيف نکن

• با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن

• دست تو کيف بغل دستيت نکن

• تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن

• گچ رو پرت نکن تو راهرو سرو صدا نکن

• تو کلاس پچ‌پچ نکن

• ATARI بازی نکن

 
 

۳- دوره ي راهنمايی:
 

• ترقّه بازی نکن
 
• SEGA بازی نکن

• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن

• موقع برگشتن از مدرسه دير نکن

• تو کوچه فوتبال بازی نکن

• دست تو جيبت نکن

• با مامانت کل‌کل نکن

• تو کلاس صحبت نکن

• بعد از ظهر سروصدا نکن

• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن

• اتاقت رو شلوغ نکن
 
• روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن

• عکس لختی تماشا نکن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن

• جرّ و بحث نکن

 
 

۴- دوره ي دبيرستان:
 

• با کامپيوتر بازی نکن

• تو حموم معطّل نکن

• تقلّب نکن

• با دوستات موتورسواری نکن
 
• عصرها دير نکن

• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن

• با بابات دعوا نکن

• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
 
• تو خيابون دنبال دخترها نکن
 
• مردم‌آزاری نکن

• نصف شب سرو صدا نکن
 
• فيلم بد نگاه نکن

• وقتت رو با مجله تلف نکن

• چشم‌چرونی نکن
 


۵- دوره ي دانشگاه:
 

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن

• ۲۴ ساعته چت نکن

• سر کلاس درس غيبت نکن

• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
 
• خيابون‌ها رو متر نکن

• تو سياست دخالت نکن

• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن

• شب برای شام دير نکن

• با مأمور پليس کل‌کل نکن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن

• موبايلت رو Reject نکن

• استادت رو اُسگل نکن
 
• حذف پزشکی نکن

• آستين کوتاه تنت نکن

• همه رو دودره نکن
 
 
 

۶- دوره ي سربازی:
 

• موهات رو بلند نکن

 
روت رو زياد نکن

• از اوامر سرپيچی نکن

• فرار نکن

• با اسلحه شوخی نکن

• غيبت نکن

• به آينده فکر نکن

• درگيری ايجاد نکن

• به فرمانده بی‌احترامی نکن
 
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن

• اعتراض نکن

• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن

• از تلف شدن وقتت ناله نکن

• از آشپزخونه دزدی نکن
 
 
 


۷- دوره ي شوهر بودن:
 

• با زنت شوخی نکن

• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن

• به زنت خيانت نکن

• با دوستانت الواتی نکن

• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن

• به زنهای ديگه نگاه نکن
 
• موبايلت رو قايم نکن

• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
 
• پولت رو خرج دوستات نکن

• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن

• غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
 
• ريسک نکن

• بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن
 
 
 

۸- دوره ي پدر بودن:
 

• بچّه رو تنبيه نکن

• به بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن

• به بچّه توهين نکن

• بچّه رو از بازی منع نکن

• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن

• با بچّه کل‌کل نکن

• بچّه رو محدود نکن

• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن

• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن

• آزادی بچّه رو محدود نکن

• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
 
• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
 
• جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن
 
 

- دوره ي پيری:
 

• برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن

• نوه‌هات رو لوس نکن
 
• با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
 
• به خاطراتت فکر نکن
 
• پولت رو خرج نکن
 
• هوس جوونی نکن
 
• غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
 
• با زنت بی‌وفايی نكن

• از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن

• لباس شاد تنت نکن

• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن

• تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن

• از گذشته ناله نکن

• به هر کی رسيدی، نصيحت نکن

• به آينده فکر نکن
 
 
 

۱۰- دوره ي پس از مرگ !
 

• حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت
 می‌خواد بکن...

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...بکن

• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!

نوشته شده در سوم مهر 1385 ساعت 3:24 توسط سيما |

و اما عشق.......

 

من می دانم؛

می دانم روزی از کوچه دلتنگی هايم گذر خواهی کرد.

من آن روز٬ کوچه را با اشک هايم آب خواهم داد تا؛

بوی خوش آمدن يار همه را با خبر کند؛

و به انتظار ديرينه ی من پايان دهد.

من تو را٬ عشقت را٬ حتی دوست نداشتن هايت را٬ در سينه ام٬ در خيالم و در روحم حبس خواهم کرد.

 

نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 4:7 توسط سيما |

مفاهيم عشق جاودانه

بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است:

1- اروس(EROS): عشق شهواني - عـشق بـه زيبايي - فاقد منطق - عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول - با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند.

2- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني - ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد - عشق هاي رمانتيك زودگذر - لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد - كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي - به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد.

3- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه - عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد.

4- استورگ(STORGE): عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل - در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد - صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است - پايدار و بادوام - فقدان شهوت.

5- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي - اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد - پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد - همبستگي براي اهداف و منافع مشترك.

6-مانيا(MANIA): عشق افراطي - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز - شيفتگي شديد به معشوق - اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه - مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

7-اگيپ(AGAPE): عشق الهي - عشق فداكارانه و از خودگذشته-عشق نوعدوستانه (تمايل انجام دادن كاري براي ديگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر .

پژوهشها حاكي از آن ميباشد كه زنان بيشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانيا و مردان به لودوس و اروس گرايش دارند.

مثلث عشق

تجربه عشق شامل عملكرد اجزاء صميميت، هوس(شهوت) و تعهد ميباشد. شما براي دسـتـيـابـي بـه يك رابـطه سـالم و پـايدار مـي بــايد اعتدال را ميان اين سه عنصر برقرار سازيد. اكنون به تعريف آنها ميپردازيم:

تعهد: تا چه اندازه شما خود را وقف آن ميكنـيد كه رابطه يتان را شاداب و با طراوت نگاه داريد؟ و يا تا چه اندازه با يارتان صادق مي بـاشـيد؟ شـامل مسئوليت پذيري، وفاداري و وظيفه شناسي ميباشد. تعهد در رابطه به مفهوم آن است كه اكـثر موانع و مشكلات را مي توان با كمك يكديگر از ميان برداشت - وفادار حتي در سخت ترين شرايط.

صميميت: نزديكي در رابطه - اموري كه شما و يارتان در آن سهيم مي بـاشـيـد اما فرد ديـگري از آنـها آگـاهـي ندارد - رازها و تجربـيات فردي و مشترك - صميميت امري فراتر از نزديكي جنسي و فيزيكي مي باشد. تا چه اندازه شـما در كنـار يـارتان احـساس راحت بودن ميكنيد؟ آيا قادر به بيان عقايد و نقطه نظرهاي خود ميباشيد ؟ بـدون آنـكه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نكوهش شدن واهمه داشته باشيد؟ آيا هنـگامي كـه صحبت ميكنيد واقعا به حرفهاي شما گوش ميدهد؟

هوس و شهوت: انرژي بخش رابطه ها يتان مي بـاشد. تمايل بـه بازگشت به منزل، تـنها براي كنار يار بودن - هوس فوريت ، شهوت و تمايلات جنسي، رمانتيك بودن، اشـتـيـاق براي در كنار هم بودن و رفع سريع موانع براي وصال ميباشد - احساسات شديد -جاذبه جسماني.

اكـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرايط وجود و يا فقدان سه خصيصه فوق در يك رابطه توجه كنيد:

تعهد+صميميت و فقدان هوس: ايـن رابـطـه در خـطـر فروپاشي قرار ندارد اما نيازمند خلاقيت و انگيزه براي شعله ور ساختن مجدد عشق ميباشد.

تعهد+هوس و فقدان صميمـيت: ايـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـي اوقـات انـگـيـزه شديدي آنها را جذب يكديگر ميكند اما سرانجام به ياس و ناكامي منجر ميگردد زيرا قادر به آن نميباشند كه رابطه يشان را عميق تر سازند. يا آنكه افكار،علايق و آرزوهاي قلبي يكديگر را بشناسند.

صميميت+هوس و فقدان تعهد: اين رابطه يك شبه است-كشش و اشتياق شديدي حكمفرماست اما عدم امنيت از آنـكه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مايوس ميسازد. عشق رمانتيك.

صميميت و فقدان هوس و تعهد: علاقه.

هـوس و فـقـدان صـمـيـميـت و تعهد: عشق شيدايي.

تعهد و فقدان صميميت و هوس: عشق تو خالي و راكد.

هوس+صميميت+تعهد = عشق كامل و مطلوب.

نوشته شده در بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 3:57 توسط سيما |

امان از درد جونيّّّ!!!!!!!!

 

 

تو اونجاومن اينجا امان از درد دوري
من ماندم و روياها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروري
تاكي خداي عالم تاكي غم صبوري
امان ازدرد دوري امان ازدرد دوري
هجرت اجباری اگه از تو جدا كرده منو
خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خودامید میدم به طفل دل نويدمیدم
می گم تموم شدحادثه فصل رهايي می رسه

امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری

نوشته شده در بیست و چهارم شهریور 1385 ساعت 17:29 توسط سيما |

عشق................

عشق آتش است. مى‌سوزاند و خاكستر مى‌كند. از آلوده، خاكسترى پاكيزه مى‌سازد. نانجيب‌ترين ارواح را نجيب مى‌كند. مثل لهيب از آب و باد و خاك عبورت مى‌دهد بى‌آنكه ترت كند و يا گردی از اينهمه بر دامانت بنشاند. مقبولترين باورها در زبانه عشق بی‌اعتبار مى‌شوند و بى‌اعتبارترين سخنها از دم عشق مقبول مى‌افتند.

گاه مثل آب سيلابه مى‌شود. از ريشه مى‌شويد و مى‌برد. با اينهمه سيرابت مى‌كند. جايى ميان اينجا و ابديت جاريت مى‌كند. شناورت مى‌كند. مى‌شويدت به هزار كرور موج، چون آبشارى صخره‌هايش را، چوت رودى بسترش را.

عشق باد است. گردبادى است كه در ميانه‌ات مى‌گيرد و ديوانه‌سر مى‌گرداندت. در چرخشش از تو، او و از او، تو مى‌سازد. دستار، جامه، دامن و پوزارت را يك به يك از تنت برمى‌گيرد و برهنه‌ات مى‌كند، چون نوزاده‌اى از مادر.

و يا خاك است. چون نهالى از درون خود برمى‌آوردت. در آوندهايت چون شير مى‌دود. مى‌خوراند و مى‌نوشاندت و سرانجام به خود بازت مى‌كشد.

و يا همچون خود زندگى معجونى از اين چهار است عشق

نوشته شده در هجدهم شهریور 1385 ساعت 16:15 توسط سيما |

 

دوباره شب شد و من بيقرارم *** كانكت كن، زود بيا، در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر *** شدم مسحور آواي مسنجر

بيا هارد دلت را ما ببينيم *** گلي از كنج هوم پيجت بچينيم

بيا آيكون نماي بي نشانم *** كه من جز آدرس ميل ات ندانم

بيا امشب كمي آن لاين باشيم *** و يا تا صبح، تا سان شاين باشيم
!
بيا "فرهاد" باز بي تو غش كرد *** و حتي هارد ديسكم هم كرش كرد

بيا اي عشق دات كام عزيزم *** به پاي تو دبليو ها بريزم

مرا در انتظار خويش مگذار *** و يا ز اندازه آن، بيش مگذار

بيا اي حاصل سرچ جهاني *** بيا اجرا كن آن فايل نهاني

بيا در دل، تو را كم دارم امشب *** جدودا صد مگي غم دارم امشب

اگر آيي دعايت مي نمايم *** دعا تا بي نهايت مي نمايم

اگر آيي دعاي من همين است *** و يا نقل به مضمونش چنين است

مبادا لحظه اي دي سي شوي يار *** جدا از پاي آن پي سي شوي يار

مبادا نام ما را پاك سازی *** و كاخ آرزو را خاك سازي

بمان تا جاودان اندر دل من *** بمان تا حل شود هر مشكل من

نوشته شده در دهم شهریور 1385 ساعت 6:0 توسط سيما |

دل!!!!!!!!!!!!!!

یک قطره اگر شبنم عشقت بچکد تربت و خاکت

گل میشود و حاصل او این دل پاکت

گر عشق بود راهبر عالم هستی

ای دل تو بدان نیست تو را راه هلاکت

ور فکر تو باشد طلب ایزد جبار

ای راهرو راه طریق از که چه باکت؟

من قطره چکاندم به دلم دوش خدایا

تو قطره من بین که شود قالی خاکت

من عشق نمودم به رهت تا که شوم پاک

از راهرو زشت وپلشت راه فلاکت

آن نرگس بلبل که به گل خنده همی کرد

او نیز بر این بود شود رهرو ژاکت

این نرگس مستان که شود در طلب دوست

آن نیز شود پاک ز گرداب هلاکت

این عشق مجاز است تو را پله راهت

وان عشق حقیقیست رسانده است به خاکت

نوشته شده در دهم شهریور 1385 ساعت 5:54 توسط سيما |

درد دل ........

دل من ديگه خطا نكن


با غريبه ها وفا نكن

 
زندگي باختي دل من


مردم و شناختي دل من


تا به كي سراپا حقيقتي


تا به كي خراب محبتي


همنشين اين و اون ميشي


خسته وپريشون ميشي

 
دشت بخت توكويرميشه

 
مرغ آرزوت اسيرميشه

 
رو به روت سراب


پشت سر خراب


ساكت وصبوري دل من

 
مثل بوف كوري دل من


زندگي باختي دل من


مردم و شناختي دل من

 
توي خون نشستي دل من

 
بي صدا شكستي


زندگي باختي دل من


مردم و شناختي دل من


ساكت و صبوري دل من


مثل بوف كوري دل منرددل

نوشته شده در دهم شهریور 1385 ساعت 5:50 توسط سيما |

در زندكي فهميده ام كه ...........

در زندگي فهميده ام که ...

 

فهميده ام که آدم ها گاهي اوقات انسان را به شگفتي

 

 وا مي دارند. بعضي وقت ها درست همان کسي به تو

 

کمک مي کند تا سرپا بايستي که انتظار داشتي تو را به

 

 زمين بزند.

 

فهميده ام که گرمي، دوستي، محبت و مهرباني

 

پرطرفدارترين کالاهاي جهان هستند.کسي که بتواند آن

 

 ها را تامين کند هرگز تنهايي را تجربه نخواهد کرد.

 

فهميده ام که نبايد به گذشته نظر کني مگر به نيت

 

عبرت گرفتن.

 

فهميده ام که بايد به گونه اي زندگي کنم که اگر کسي

 

 سخن نادرستي در مورد من مطرح کرد هيچ کس حرف

 

 او را باور نکند.

 

فهميده ام که زندگي مثل دستمال کاغذي لوله اي

 

 است. هر چه به آخرش نزديکتر مي شود سريع تر مي

 

 گذرد.

فهميده ام که خوب بودن خرجي ندارد.

 

فهميده ام که بيش تر چيزهايي که باعث نگراني من مي

 

 شوند هرگز اتفاق نمي افتند.

 

فهميده ام که هر دستاورد بزرگي زماني غير ممکن به

 

نظر مي رسيده است.

 

فهميده ام که مهرباني از کمال مهمتر است.

 

فهميده ام که هر برخوردي هر چند کوتاه، از خود تاثيري

 

 به جا مي گذاريم.

 

فهميده ام که مهم نيست چه اتفاقي براي آدم مي افته.

 

 مهم اينه که در موردش چي کار مي کنيم.

نوشته شده در نهم شهریور 1385 ساعت 0:55 توسط سيما |

ويژگي هاي مردان!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

 -اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند

کدامیک زودتر به زمین میرسد؟    

خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

 -ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

 

- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند ولی مردها ...

- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند!
1- فکري ندارند   2- کاری ندارند

- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

 

- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"

- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

 

- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار

نوشته شده در ششم شهریور 1385 ساعت 4:2 توسط سيما |

غربت؟؟؟

 نمی دانی که در غربت چه اندوهی به دل دارم  

               غم تنها نشستن را سحر تا شام می بارم

 اميدم رنگ شب دارد در آغوش پر از باران

            به ياد خنده های تو به قلبت عشق می کارم

زمان رفتن قلبم چرا لبریز غم گشتی؟      

               که من امروز می دانم تويی لبخند دلدارم

نگاهم کردی و رفتی به سوی ساحلی تنها  

               منم بيمار چشم تو تويی لطف  پرستارم

يکی تنها رها می شد در اين رسوايی ممتد  

                تو پيجک باش در قلبم که من پهنای ديوارم

نظر کردی به آغوشم که شايد مامنی باشد   

                  ندانستی که در بستر چه اندوهی به دل دارم

 

نوشته شده در ششم شهریور 1385 ساعت 3:35 توسط سيما |

 

صد بار برات نامه نوشتم که دلم هواتو کرده


                 نوشتم بدونی بی تو بهار زندگیم خزونه درده

                 در جواب من نوشتی تو با قهر و کینه


                              مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه


                    مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه

                                            نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
     دلم میگیره
                             نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

   نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام


دلم میگیره
                             نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

عشق تو همه دارو نداره منه
                                   شعر چشماتو خوندن لحظه لحظه کار منه

                           وقتی نباشی غم تو تو روزو روزگار منه


هر طرف نگاه میکنم انگاری کنار منه

                        نه نگو تورو نمیخوام نه نگو دیگه نمیام
دلم میگیره
                          نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

کی میشه بیای وفا کنی بمن بگو کی

                  دل خستمو از غصه رها کنی بگو کی


اسم منو از ته دل یک لحظه صدا کنی بگو کی


                                           درد منه عاشقو دوا کنی بگو کی

بگو کی بگو کی


                            بگو کی

نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
                                             دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
                                              دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

صد بار برات نامه نوشتم که دلم هواتو کرده


نوشتم بدونی بی تو بهار زندگیم خزونه درده

در جواب من نوشتی توبا قهر و کینه
                                        مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
مهرت به دل من دیگه هرگز نمیشینه
 
نه نگو تورو نمیخوام .نه نگو دیگه نمیام
                                                 دلم میگیره
نه راضی نشو این پرنده تو قفس بمیره

 

نوشته شده در ششم شهریور 1385 ساعت 3:9 توسط سيما |

مرا...............................

 

مرا تنها مگذار !بی تو آسمان زیبا نیست و راه رفتن ابرها به مر دگانی می ماند که از خوابی دیر بر خواسته اند بی تو کتابها بسته می ما نند و قلمها نای نوشتن ندارند بی تو هیچ جاده ای به طرف افقهای روشن نمی رود و هیچ جنگلی به فکر سبز شدن و بالیدن نمی افتد و هیچ پرنده ای بالهایش را برای پرواز آرایش نمی کند

مرا تنها مگذار !نمی خواهم در اتاقی که از بوی خورشید تهی است نفس بکشم نمی خواهم در محاصره دیوارها و پرده ها باشم نمی خواهم ستاره ها را از یاد ببرم .

بی تو لبخند مفهومی ندارد و زندگی یک معمای حل ناشدنی است بی تو زمین یک توپ سرگردان است و دلم یک

تکه یخ است بی تو شعرهای شرقی من بی معنی است و گلهایی که در باغچه ام کاشته ام رنگ و بویی ندارد

مرا تنها مگذار من نمی توانم این همه کوه و صخره و آهن را بر شانه های نهیفم تحمل کنم

من طاقت روبرو شدن با امواج بلند دریا و آرامش سپید اقیانوس را ندارم بی تو خواب بد مزه و تلخ است

و من هزار سال است که پلک نگذاشته ام و هزار سال است که آغوشم را بر روی کسی نگشوده ام و هزار سال است که آواز نخوانده ام بی تو پنجره ها خالی از منظره اند و سینه ها خالی از شور و شوق

مرا تنها مگذار !من نمی توانم ثانیه های سرد و ساکت را به طرف فردا هل بدهم و روی نزدیکترین درخت

قلبم را به یادگار حک کنم

 

 

 

 

 

نوشته شده در سوم شهریور 1385 ساعت 0:6 توسط سيما |

سه نوع عشق..............................................

عشق ناگهانی

 

 

می دانیم که بسیاری از محققان ،اندیشه و فکر را بر هیجان عشق مقدم می  دارند.آنها معتقدند که احساس   

عشق به تدریج بین دو نفری که به ارتباط با هم می اندیشند رشد می کند. 

از سوی دیگر اکثر افرادی که هیجان را بر فکر مقدم می دارنند،عشق را بیشتر به صورت یک بر انگیختگی زیستی یا زیستی -اجتماعی می شناسند.در اکثر فیلمهای سینمایی

 ،معمولاً عشق به صورت یک طغیان نا گهانی به نمایش در می آید.احتمالاًعامل مؤثر در ایجاد عشق ناگهانی،احساس ناتوانی در کنترل هیجانی عشق است.این احساس عدم کنترل وناتوانی در کنترل،احساس عشق ناگهانی را به همراه می آورد.البته احتمالاًعشق به هر دو صورت ناگهانی و تدریجی تجربه می شود.چگونگی عاشق شدن شما بر فرد مقابل تأثیر می گذارد.چگونگی عاشق شدن شما می تواند تعبیری باشد از اینکه شما چگونه آدمی هسنید.

 اگر شما ناگهانی عاشق شوید و فرد مقابل تدریجی،ممکن است قضاوت او درباره ی شما این باشد که شمایک آدم معمولی با هیجانهای انفجاری هستید واگر شما بتریج عاشق شوید واو عشقی آتشین داشته باشد احساس می کند که شما فردی حسابگرو بدون ثبات عاطفی هستید.

 حسادت وآرزو دو یار جدایی ناپذیر عشق هستند به خصوص وقتی به اوج ناتوانی در کنترل هیجانی میرسیم.حسادت وآرزو بیانگر احساس( ناامنی) عاشق است .هرچه ناامنی بیشتر باشد،حسادت وآرزو نیزقویتر می شود.

 

عشق مانیایی

 

یکی از انواع عشق ،عشق مانیایی است. عشق مانیایی عشق دیوانه وار است، همراه با اشتغال ذهنی وسواس گونه،حسادت،احساس مالکیت،ناامنی،علایم جسمانی وهیجانات شدیداً نوسانی. بسیاری از روانشناسان تأکید می کنند که عشاق مانیایی به لحاظ روانشناختی دچار مشکل می شوند.عشق مانیایی اغلب در اولین عشق دیده می شود. سؤالات زیر تا حدی می تواند ما را نسبت به عشق مانیایی هشیار کند.به این سؤالات از 5 تا 1 نمره دهید.1 کمترین ارزش و 5 بالاترین ارزش را دارد.

 

1-زمانی که بین ما کارها درست پیش نمی رود،دلم آشوب می شود؛ یا انکه احساس می کنم حال تهوع دارم.

 

2- اگر من واو از هم جدا شویم آنقدر افسرده میشوم که به  فکر خود کشی بیفتم.

 

3- گاهی آنقدر از عشقش به هیجان می آیم که خوابم نمی برد.

 

4- وقتی که او به من توجه نمی کند،احساس می کنم که همه ی بدنم ناخوش است.

 

5- ازوقتی که عاشق او شده ام تمرکزم دچار مشکل است.

 

6- اگر شک کنم که او با یک نفر دیگر است،نمی توانم آرام باشم.

 

7- اگر برای مدتی به من توجه نکند،گاهی با کارهای احمقانه تلاش می کنم که توجههش را به خودم جلب کنم.

 

نمرت را با هم جمع کنید.هر چه نمره ی بدست آمده به عدد 35نزدیک تر باشد،عشق مانیایی در شما شدت بیشتری دارد وهر چه نمره به عدد7 نزدیک

تر باشد عشق مانیایی خفیف تر است.

 

عشق یک سویه

 

عشق به کسی که هیچ احساسی در قبال ما ندارد،یا حتی از عشق ما به خودش خبر هم ندارد،عشق یک سویه است.عشق یک سویه یبشتر یک عشق ناکام است،آمیخته با رنج وسعادت،معجونی از سیه روزی ونعمت که درصد زیادی از دانشجویان حداقل یک با رآن را تجربه می کنند.(آرون وآرون 1991)شدت ناکامی بستگی به میزان ایده آل سازی از دارد.هر چه جذابیت ارتباط در نظر آنها بیشتر باشد،طبیعتاً ناکامی آنها نیز شدید تر خواهد بود.

 عشق یک سویه می تواند بر عزت نفس تأثیر داشته باشد بر آورد عاشق از احتمال پذیرفته شدن توسط معشوق با عزت نفس او ارتباط دارد .افرادی که عزت نفس پایینی دارند،از طرد شدن توسط معشوق بسیار می هراسند

نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 23:55 توسط سيما |

من ميخوام.........

 

من می خوام اسمتو تکرار کنم، تورو آهنگ تو گیتار کنم...

 

من می خوام تورو تا خورشید ببرم، عکستو تا تخت جمشید ببرم...

 

من می خوام چشمامو بارونی کنی، تو چشات چشمامو زندونی کنی..

 

من می خوام یاد تورو ناز کنم، تو با من باشی و پرواز کنم...

 

من می خوام فقط مال خودم باشی، لحظه مرگ و تولدم باشی...

 

بید مجنونو می خوام شونه کنم، من میخوام دلت رو دیوونه کنم...

 

با تو می خوام هوس ماه کنم، همه رو از عشقت آگاه کنم...

 

من می خوام از آسمون بچینمت، هر طرف نگاه کنم ببینمت...

 

من می خوام شبو فراموش کنم، من می خوام هرچی بگی گوش کنم...

 

من می خوام فقط مال خودم باشی، لحظه مرگ و تولدم باشی...!

 

نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 21:44 توسط سيما |

وقتی میخوام داد بزنم

         عشقشو فریاد بزنم

                  دستی میاد تو دهنم

                            میگه بهش نمیرسم

                                           چرا همه منتظر

                                            شکست قلب خستمن

                                    چرا همه اماده ی

                   چروع یه فصل غمن

  من نمیخوام تنها باشم

                 توی غما رها باشم

                            من نمی خوام سکوت کنم

                                                عشق و پنهون بکنم

                                                      منم میخوام باهاش باشم

                                        تو لحظه هاش یارش باشم

                             ای هوسای بی مرام

                ای دشمنای بی قرار

  دیگه فریب نمیخورم

                                       عشق و غریب نمی دونم

     

 

نرو

نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 20:17 توسط سيما |

http://www.6rb.com/song5/iran/moein/moein_arbab-wafa.ram
نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 16:43 توسط سيما |

عشق و ازدواج

 

شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چيست؟ "


استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما

 در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که

 

نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني! "


شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

 

استاد پرسيد: "چه آوردي؟ "


و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو مي رفتم

،

خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا

 انتهاي گندم زار رفتم ."


استاد گفت: " عشق يعني همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "


استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد

داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي! "


شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد که

شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي

 را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي

برگردم."


استاد باز گفت: " ازدواج هم يعني همين

نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 3:42 توسط سيما |

من هم ميمرم ؟

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت

نوچ . گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا . دختره چشماش پر

از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا

ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه

نميکنم چون من هم ميمرم  

نوشته شده در دوم شهریور 1385 ساعت 3:40 توسط سيما |